Monday, May 24, 2010
رای گیری عرب ها برای تغییر نام خلیج فارس
Friday, March 19, 2010
صدایش کنیم، اسم او آزادی است
آزادی، آزادی، آزادی
Sunday, January 17, 2010
Friday, December 25, 2009
اندر کرامات سیدنا اباالفضل و ملتی خاک بر سر
مدتی بود که از خشکی شکم بسی رنج فراوان بر ما رفته و از زور زدنهای لا ینقطع در بیت الخلا گرفته تا فزیت طبیب و دست به دامان شدن عطار و رمال هیچ یک افاقه نکرده و احوالات ما وخیم تر شده بود و ما را مثل این جمله بود که از قضا سرکنگبین صفرا فزود *** روغن بادام خشکی میفزود یومی از ایام در راه فزیت طبیبی حاذق بودیم که به انبوهی از جمعیتی برخوردیم، جمله سیه پوش و گل بر سر گرفته! با خود پنداشتم که لابد برو بکس جنفش سبز هستند که بر عزای نداها و سهرابها و آن بطریها که بر ما رفت میگریند درنگ را جایز ندانسته بر آن شدیم خود را به آنها رسانده با آن حال نال ابراز هم دردی از خویش در کنیم. پیرزنی دیدم آشفته حال، سیه پوش و گل بر گرفته! در دل خویش آمدم احسنتی حواله وی کنم که این چنین با مادران داغ دیده هم دردی میکند، که ناگه بانگ برداشت مظلوم زینب!پنداشتم زینت شاید میدل نیم (middle name) ندا باشد، ندانستم که منظور آن دخترک عربی بود که همراه برادرش به جنگ پسر عمو یشان رفتند. شکمم پیچی زد و صدایی بسان غار غّر غیر از خود بروز داد. پسرکی دیدم، سیه پوش و گل بر سر گرفته! ربع قرن سنّی داشت.سر و روی تمام قهوای. با شدت تمام از یمین و یسار بر سر و روی خویش همی مجنون وار میکوفت و نعره میزد. جگرم کباب شد، پیش رفتم تا بگویم که برادر من هم میدانم غم سهراب سنگین بود، لکن خشم خود را برای دشمن نگاه دار که دیوانه وار بانگ بر داشت اباالفضل القصه بخت باما یار بود و شرفیاب شدیم. چه آسان ریدنی بود آن روز، اندکی هم آبکی، بویش مرا به کربلا برد... خدا قسمت کند.
شکمم در جواب بانگ غار قوری سر داد کش دار. آخ که تو گویی کسی رودهٔ کبیر را روغن کاری کرده باشد. به سمت بیت رهبری برای قضا حاجت طی طریق میکردیم که جوانی دیدم ناکام، نگون بخت گویا درد مشترک با بندهٔ حقیر داشته لکن از سر و روی و شمایل اتومبیلش پیدا بود که نیک شفایی گرفته بود که خویشتن هیچ بلکه اتومبیلش را هم قهوای کرده بود.
نتایج الخلاقیه:
۱.درصد بسیاری از هم وطنان از خشکی شکم رنج میبرند.
۲.زینب=ندا، عباس=سهراب؟
۳.بسیار فرهنگ غنی داریم.
۴.سوراخ دعا را اشتباه گرفتیم.
۵عجب بویی داره کربلا.
Monday, November 9, 2009
چي چي الدوله

کريه منظر الدوله
سارق الدوله
توهم الدوله
غاصب الدوله
قاتل الرعايا
امير الکاذبين
مشنگ الرؤسا
ابله الدوله
انتر الممالک
متوهم الممالک
وقيح الدوله
مليجک الزمان
وقيح الملوک
چندش الممالک
ضايع الکاپشن
انکرالآمار
آويزون الزمان
نکبت الدوله
تاپاله ميرزا
همه موارد فوق
Sunday, August 2, 2009
آقایان و خانمهای خبرنگار نما، اینجا هم وطنان شرف دارند، وطنتان را اشتباه آمده اید

کمی فکر کن، فقط کمی میدانم که با این واژه غریب هستی! اما کمی تلاش کن. میدانم که مدتها است که این کلمه را به فعلیت نرسانده ای. اما سعی خود را بکن. از جمجمهای که در آن سه مگس حول یکدیگر در پرواز هستند انتظار بی جایی است اما کمی تلاش کن شاید در کنج آن محیط تهی چند سلول خاکستری پیدا کردی، بلکه بتوانی مفهوم واژههای وطن، هم وطن و شرف درک کنی. البته اگر از همان سه مگس هم شاید بتوانی کمک بگیری که آنها مقداری از آن واژه سومی را دارند. وطن؛ به یک حوزه جغرافیایی گفت میشود که تعدادی از مردم در آنجا زندگی میکنند از بد روزگار من و امثال شما در یک حوزه به دنیا آمدیم، اما خواهشا به آن چیزی که میپرستید (پول) خودتان را با ما قاطی نکنید. من و شما در یک وطن به دنیا آمدیم ولی هم وطن نیستیم! خیلی به مگسها فشار نیاور، توضیح میدهام.هم وطن به مجموعه از مردم گفت میشود که در یک وطن به دنیا آمده اند و قلبشان برای آن مرز و بوم میتپد و از به خاک و خون کشیده شدن آن میگریند و با دیدن جای کبودی باتوم با صورت زیبا و قد رعنا جوانانش دلشان به درد میاید و فریاد میزنند. آری من و تو کجا هم وطن هستیم که دل من برای ایران میتپد، برای ایران گریه میکنم و برای ایران فریاد میزنم و تو برای غزه و لبنان و فلسطین و شاید آن زن مصری! نام وطن من ایران است ولی نام وطن تو را نمیدانم ولی میدانم هم وطن نیستی. شاید باد تخم تو را آورده و در این وطن کاشته است. و اما شرف، افسوس که گیرندهای در وجودت نیست که آن را حس کنی. شرف بوی این روزهای هم وطنم را دارد. بویی ماندگار به اندازهٔ تاریخ وطنم و قوی به حدی که بوی امثال شما در آن گم شود. شرف رنگهای مختلفی دارد، ولی این روزها رنگش سبز سبز است. همان رنگی که شما به آن حمله میکنید، میدرید و شاخ میزنید. باز هم فکر کن! به وطنی که نداری فکر کن! دخمههای وجودت را بگرد شاید مقداری شرف پیدا کردی. اگر نبود وطنت را اشتباهی آمدی. آقایان و خانمهای خبرنگار نما، اینجا هم وطنان شرف دارند، وطنتان را اشتباه آمده اید
Sunday, July 26, 2009
در متن حکم ا.ن به مشایی؛ از نظر مموتی امام حسین و یاران با وفایش با هم به دنیا آمدن
"در آستانه میلاد اسوه ایثار و شهادت حضرت امام حسین(ع) و یاران باوفایش و ضمن تقدیر فراوان از همه خدمات ارزشمند گذشته، جنابعالی را که انسانی مؤمن و فداکار و مورد اطمینان کامل هستید به سمت «مشاور و رئیس دفتر رییسجمهوری» انتخاب مینمایم."
من فکر میکردم که این امام حسین و یاران وفایش تو یک روز کشته شدن، اما به گفته ا.ن انگار اینها تو یک روز هم متولد شده بودند. البته از امام حسین و یارانش هیچ چیز بعید نیست ولی این قضیه احتمالا یا قدرت خدا رو نشان میدهد که با استفاده از اثرات نسبیت خاص امام حسین و یارانش در روز عاشورا سنهای مختلف داشتند یا اوج بی شعوری یک جانور ابله و مشاوران ابله تر از خودش را نشان میده که یک متن رسمی را با این وضع منتشر میکنند


